به گزارش پایگاه تخصصی مسجد به نقل از روزنامه خراسان، مساجد از دیرباز، کانون ترویج علم و دین بودهاند. علمی که در چارچوب معارف دینی آموزش داده میشد، دانشمندانی تربیت میکرد که غایت آمال آنها، خدمت به بشریت و کسب رضای پروردگار بود. با این حال، طی چند سده اخیر، نقش مسجد در ترویج علوم مختلف، به استثنای برخی علوم دینی، بسیار محدود شدهاست. نخستین آسیب انتقال کانون بحثها و مناظرات علمی از مسجد به مدرسه و دانشگاه، نادیده گرفته شدن مباحث اخلاقی و دینی در فراگیری، ترویج و استفاده از علوم مختلف است؛ موضوعی که باید در راستای ایجاد تمدن نوین اسلامی، مورد بازنگری جدی قرار گیرد. مسجد، به عنوان کانون اصلی ارتباطات اجتماعی، فرهنگی و علمی در جهان اسلام، میتواند در احیای پیوند علم و دین نقش مهمی داشته باشد.
آنچه در ادامه میآید حاصل گفتوگویی است با دکتر محمدعلی آذرشب، استاد دانشگاه تهران و از صاحبنظران علم و دین که با موضوع بررسی راهکارهای پیوند علم و دین در مسجد تراز انقلاب اسلامی صورت گرفته است.
مساجد چه جایگاهی در شکلگیری و گسترش تمدن اسلامی داشتهاند؟
در طول تاریخ، مسجد همواره جایگاه تربیت دانشمندان و علمای بزرگ اسلام بودهاست. به دیگر سخن، نه فقط عالمان دینی، بلکه دانشمندان بنام دیگر عرصههای علم، مانند فیزیک، شیمی، پزشکی و ... نیز فارغالتحصیلان مساجد بودهاند. نخبگان جهان اسلام، یعنی همان افرادی که نقشی مهم و اساسی در شکلگیری و گسترش تمدن اسلامی داشتهاند، نخستین گامهای فراگیری علم را در مساجد برداشتند و سپس، به مدارج بالاتر صعود کردند. به عبارت بهتر، مسجد در تاریخ تمدن اسلامی، به نوعی، کانون همگرایی علم و دین بودهاست. این امر، ریشه در آموزههای اسلامی دارد. در دین مبین اسلام، هیچ تضادی میان علم و دین نیست. مسلمانان، در طول تاریخ پرشکوهشان، هرگز مانند جهان مسیحیت، به دانشهای مختلف، بیاعتنا نبودهاند. در تفکر اسلامی، اهل دین باید اهل علم هم باشد و دین، راهنمای دانشمند برای چگونه بهره بردن از دانشی است که آن را با تلاش و کوشش، به دست آوردهاست. با چنین رویکردی، علم در دامان دین پرورش پیدا میکرد و این، دین و دستورات الهی بود که به دانش جهت میداد. چنین علمی، به طور کامل در خدمت بشریت قرار میگرفت و بازیچه دست طمّاعان و سیاستمداران فرصتطلب نمیشد. تبلور عینی چنین دیدگاهی، در مسجد و با پیوندی که در این مکان مقدس، میان علم و دین برقرار میشد، قابل مشاهده بود. مسلمانان، باتربیتی که در فضای دینی و علمی مساجد پیدا میکردند، خدمت به بشریت و رسیدن به رضای الهی را وجهه همت خود قرار میدادند. موهبت دیگری که مسلمانان به واسطه برقراری این پیوند از آن برخوردار میشدند، بهرهمندی از عقلانیت و اندیشه در کنار لذت عبادت و بندگی پروردگار بود. به برکت این رویکرد، تمدن بزرگ اسلامی، در همه ابعاد، اعم از مادی و معنوی، رشد کرد و منشأ خیرات و برکات فراوانی برای جامعه بشری شد. از این لحاظ، میتوان جایگاه مسجد را در شکلگیری تمدن اسلامی، جایگاهی بیبدیل و تحولآفرین دانست.
یکی از موضوعاتی که طی چند سال اخیر مورد توجه قرار گرفته و جنابعالی هم مقالات و مصاحبههای متعددی درباره آن داشتهاید، موضوع ایجاد تمدن نوین اسلامی است. با توجه به شرایط کنونی، چگونه میتوان از ظرفیت مسجد برای ایجاد این تمدن بزرگ استفاده کرد؟
متأسفانه، به دلایل مختلف، در دورههای متأخر، مسجد از نقش اساسی خود در تمدنسازی فاصله گرفتهاست. بنابراین، باید به عنوان نخستین گام، ظرفیت مسجد را در این عرصه، احیا کرد. در دوران ما، تأسیس دانشگاهها و مراکز مطالعاتی و تحقیقاتی، از کارکرد اصیل مسجد، یعنی پیوند علم و دین، کاسته است. برای برون رفت از این شرایط، ابتدا باید ارزشی به نام پیوند علم و دین را که در قرنهای گذشته، با محوریت مسجد، در جامعه اسلامی وجود داشت، در مراکز آموزش عالی و مؤسسات تحقیقاتی و پژوهشی، احیا و نهادینه کرد. این کار میتواند در کوتاه مدت، برای هدفی که به آن اشاره کردید، از جنبه نرمافزاری، مؤثر و مفید باشد. در بلند مدت، باید ساز و کارهایی ایجاد کرد که با استفاده از آنها، مساجد، دوباره به کانون مباحث علمی، در کنار مباحث دینی، تبدیل شوند. به عنوان نمونه، میتوان سخنرانیهای علمی و پژوهشی را در مسجد برگزار کرد. استادانی که از اقصی نقاط جهان اسلام یا سراسر ایران، برای ایراد سخنرانی دعوت میشوند، میتوانند مطالب و مباحث علمی خود را در مساجد ارائه کنند؛ طوری که هر طالب علم و هر علاقهمند به مباحث علمی، برای استفاده از سخنرانی استادان و دانشمندان بنام، در پی یافتن مسجدی باشد که محل برگزاری مراسم سخنرانی است. حتی مساجد میتوانند به صورت موضوعی، برای برگزاری کنفرانسها و سخنرانیها انتخاب شوند؛ مثلاً در یک مسجد مباحث مربوط به اقتصاد اسلامی بررسی شود و در دیگری، مباحث مربوط به پزشکی و ... . برای رسیدن به این مهم، لازم است مساجد، به حداقل امکانات برگزاری چنین نشستهایی، تجهیز شوند؛ حتی میتوان ساختمان مساجد جدید را، بر همین مبنا، طراحی کرد.
موضوعی که به آن اشاره کردید، موضوع مهم و درخور توجهی است؛ اما بسیاری از مردمی که به مساجد رفت و آمد میکنند، عضو جامعه نخبگانی نیستند. به نظر شما، این دسته از افراد، چگونه میتوانند با استفاده از ظرفیت مسجد، نقش خود را در ایجاد تمدن نوین اسلامی ایفا کنند؟ ائمه جماعات، در این زمینه، چه مسئولیتی برعهده دارند؟ نقش آنها در ایجاد تمدن نوین اسلامی چیست؟
به موضوع بسیار مهم و قابل تأملی اشاره کردید. ائمه جماعات، نقش بسیار مهمی در سوق دادن آحاد جامعه به سوی تشکیل تمدن نوین اسلامی دارند. به همین دلیل، باید سطح اطلاعات و معلومات آنها در حدی باشد که بتواند مسجد را به کانون ایجاد چنین تمدنی تبدیل کند. تمدن اسلامی، تنها از اندیشه و فکر صِرف تشکیل نمیشود. این تمدن بزرگ، تمام شئون و عرصههای زندگی انسان را در بر میگیرد. مسلمانان برای ساختن تمدن نوین اسلامی، باید متخلّق به اخلاق اسلامی باشند؛ باید در خیابان، منزل، محل کار و ... در چارچوب دستورهای دینی و آموزههای اسلامی گام بردارند. به دیگر سخن، تربیت، منش و سلوک اجتماعی، بخش مهمی از شاکله تمدن نوین اسلامی را تشکیل میدهد که ائمه جماعات، نقش مهمی در ترویج و تبیین آن برای مردم عادی دارند.
منظور شما این است که برای سوق دادن مردم به سوی تشکیل تمدن نوین اسلامی، باید مباحث مربوط به تربیت اسلامی، از سوی ائمه جماعات، جدی گرفته شود؟
دقیقاً؛ این کار، یعنی تربیت مردم بر اساس مبانی دینی که مسئولیت کوچکی نیست. متخلّق کردن مردم به مکارم اخلاقی، وظیفه انبیای الهی است. در روایت نبوی میخوانیم :«إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ»؛ رسولخدا(ص) میفرمایند که برای تکمیل کردن و به حد اعلا رساندن مکارم اخلاق، مبعوث شدهاند. بنابراین، نباید فراموش کرد که ترویج و گسترش مکارم اخلاقی چه سهمی در ایجاد تمدن نوین اسلامی دارد.
هیئتهای امنا و خُدّام مساجد که از آنها، در کنار ائمه جماعات، به عنوان ارکان مسجد نام برده میشود، چه نقشی در این عرصه دارند؟ آیا میتوان برای آنها هم در ایجاد تمدن نوین اسلامی، مأموریت مشخصی تعریف کرد؟
البته؛ این عزیزان هم میتوانند نقش مهمی در این زمینه داشته باشند. باید سطح آگاهیهای هیئتهای امنا، متولیان و خادمان مساجد بالا برود. اعضای هیئتهای امنا که در اداره و مدیریت مساجد نقش مهمی برعهده دارند، باید بدانند که مسجد، فقط مکانی برای برگزاری نماز جماعت، امور عبادی و مجالس ختم نیست. آنها باید نگاه تمدنساز پیدا کنند. با چنین نگاهی است که میتوان با کمک امام جماعت، برنامههای مؤثری را در راستای ایجاد تمدن نوین اسلامی، در مساجد تدوین و اجرا کرد. خادمان مساجد باید به گونهای توجیه شوند که بتوانند در عرصه خدمت رسانی و نحوه تعامل با مراجعان، مبلغان تمدن نوین اسلامی باشند.
یکی از اهداف مهم انقلاب اسلامی، احیای تمدن بزرگ اسلامی است. در همین زمینه و بر اساس توصیههای رهبر معظم انقلاب به مسئولان امر، موضوع ایجاد مسجد تراز انقلاب اسلامی، مورد توجه بسیاری از مسئولان و اندیشمندان متعهد قرار گرفته است. با توجه به مباحثی که درباره نقش مسجد در احیای تمدن نوین اسلامی مطرح کردید، به نظر شما، برای مسجد تراز انقلاب اسلامی، چه تعریفی میتوان ارائه داد؟
به اعتقاد من، مسجد تراز انقلاب اسلامی، مسجدی است که دارای برنامههای هدفمند باشد؛ برنامههایی که مقصد و مقصودشان، احیاگری است؛ احیای تمدن نوین اسلامی. مسجد تراز انقلاب اسلامی، مسجدی احیاگر است و همان هدفی را دنبال میکند که قرآن برای مؤمنان برگزیده است: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَجیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاکُمْ لِما یُحْییکُم؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید، چون خدا و پیامبر، شما را به چیزی فرا خواندند که به شما حیات میبخشد، آنها را اجابت کنید.»(انفال-24) مسجدی را میتوان در تراز انقلاب اسلامی دانست که برنامههای اجرا شده در آن، عامل تحول در انسانها باشد؛ بیتحرکی را به تحرک، بیهدفی را به هدفمند بودن و خودخواهی را به دیگرخواهی مبدل کند. به گمان من، چنین مسجدی را میتوان مسجدی در تراز انقلاب اسلامی دانست.