پایگاه تخصصی مسجد، نگاهی گذرا به دوران انقلاب اسلامی، نشان میدهد که مردم حقایق انقلاب اسلامی و حوادث جهانی را از طریق مساجد دنبال می کردند. مسؤولان و شخصیتهای سیاسی و مذهبی انقلاب، از طریق مساجد با مردم ارتباط داشتند و مطالب گفتنی را به مردم منتقل می کردند.
در دوران دفاع مقدس هم حوادث جبههها و پیامدهای سیاسی و اجتماعی عملیات رزمندگان، بیش تر از تریبون های مساجد برای مردم تبیین می شد؛ حتی فرماندهان مؤثر دفاع مقدس پس از انجام عملیاتهای مهم، در مساجد حضور پیدا میکردند و درباره چگونگی عملیاتها و دستاوردهای آن به ویژه تأثیر آن در تحولات منطقهای و جهانی سخن میگفتند و مردم هم سخنان پرشور آنان را به عنوان سفیران صادق دفاع مقدس، به جان و دل می سپردند و برای دیگران نقل می کردند.
دراینباره با حجت الاسلام رضائی امام جماعت مسجد امیرالمومنین(ع) شهرک شهید محلاتی و رزمنده دروان دفاع مقدس در خصوص نقش مساجد و روحانیت در دوران دفاع مقدس به گفتگو نشستیم:
حاج آقا رضائی به طور اجمالی خودتان را معرفی کنید؟
بنده قبل از انقلاب برای ورود به حوزه مصمم بودم. در سال دوم دبیرستان برای رفتن به مدرسه حقانی قم قصد کردم تا اینکه با عزیز بزرگواری که پدر شهید نیز هستند خدمت شهید بزرگوار شهید دکتر بهشتی رسیدیم.
دکتر بهشتی به بنده فرمود ابتدا مشغول به اخذ دیپلم شوم و بعد به دروس حوزوی ورود پیدا کنم که توصیه ایشان مبتنی بر این بود که اخذ دیپلم آن زمان حداقل بینش اجتماعی برای طلبه به همراه دارد.
با توجه به همزمانی دوران تحصیلی با انقلاب 57 و حوادث آن فرصت طی کردن مدارج بالا را پیدا نکردم البته از لحاظ حوزوی تا مشمول به رسائل را گذارندم و از لحاظ دانشگاهی تا کارشناسی ارشد علوم قرآنی و حدیث پیش رفتم.
بیشترین زمان خود را در گیر و مشغول کارهای فرهنگی بودم . تصور و تکلیف خودم را در جبهه جنگ نرم احساس کردم و هم اکنون نیز سرباز این جبهه هستم
در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سالها در آموزش عقیدتی سپاه ، ارزشیابی و نظارت مدیران و 11 سال مسئول حوزه نمایندگی ولی فقیه در یکی از یگان های ویژه سپاه بودم. 13سال سابقه امام جماعتی دو مسجد الزهرا(س) و امیرالمومنین(ع) را دارا هستم.
حاج آقا از چگونگی اعزامتان به جبهه بفرمایید؟
آن زمانی که علاقه مند شدم برای اعزام به جبهه در جریان غائله کردستان بود و هنوز جنگ با عراقی ها شروع نشده بود. والده بنده به خاطر اعتقادات عمیق و انقلابیشان یکی از مشوق های اصلی بنده برای حضور در جبهه بود.
زمان اعزام 17 ساله بودم و آن زمان یگان های رزم تشکیل نشده بود و از ناحیه ارومیه اعزام شدم که بعد به قرارگاه بعثت تغییرنام داد و بعد ها به نام قرارگاه حمزه سید الشهدا شهرت پیدا کرد. بعد از اعزام به تناوب بعد از حضور در جبهه غرب، در جبهه جنوب نیز در مناطق سومار و سد دز و اندیمشک حضور پیدا کردم.
از مهر58 تا مهر 62 به صورت مستمر در جبهه غرب حضور مستمر داشتم و پس از سال 62 بنا به دلایلی برای ادامه تدریس به قم رفتم. بعد از اقامت درشهر قم به صورت مقطعی برای کارهای فرهنگی و تدریس به جبهه اعزام میشدم.
سال 62 کار بنده اعزام روحانی به جبهه بود. دفتری در قم بود با هماهنگی دفتر تبلیغات اسلامی روحانیون را برای اعزام به جبهه شناسایی میکردیم و بنده تحقیق، بررسی، شناسایی و مقدمات اعزام روحانییون را به قرارگاه حمزه سیدالشهدا در جبهه غرب را فراهم میکردم.
شهدای شاخص دوران حضورتان در دوران دفاع مقدس جبهه های جنگ معرفی کنید ؟
شهدای شاخصی را به توفیق الهی درک کردم ازجمله شهید مهدی باکری ، حمید باکری، بروجردی، مهندس مهدی امینی ، آهن دوست و مقصودی وخیلی عزیزان دیگر. به طور مثال شهید مهندس مهدی امینی خیلی توانمند بود. چون هنوز یگان های رزم شکل نگرفته بوداز ایشان خیلی تجلیل نشده و شناخته شده نیست . شهید مهندس مهدی امینی فرمانده ناحیه ارومیه بود وقتی شهید شد جای ایشان شهید مهدی باکری شهردار ارومیه آمد.مادر شهید مهندس امینی نقل میکرد که در دوران نوزادی ایشان یکبار بدون وضو به ایشان شیر ندادم. طی ارتباطی که با ایشان در آن مدت داشتم در این شهید بزرگوار هرگز هوای نفس را ندیدم.
همه شهدا ویژگی های خاص خودشان را داشتند به طور مثال شهید مهدی باکری زمانی که ایشان شهردار ارومیه بود دموکرات ها به ارومیه حمله کردند .این شهید عزیز شبها به همراه یک کیسه خواب و تعدادی خمپاره 60 با فاصله از مجموعه سپاه و نزدیک به دموکرات ها مستقر میشدو صبح هم از همان جا به سر کارش میرفت.
نقش روحانیت در دوران دفاع مقدس را چگونه ارزیابی میکنید؟
روحانیت علاوه بر جنبه هدایت دینی و معنوی به عنوان یک آرام بخش در جبهه و برای رزمندگان ایفا نقش میکرد.اولا روحانیون در هرجایی از جبهه که حضور داشتند، محوریت فعالیتشان اقامه نماز جماعت بود. برگزاری نماز جماعت در هر پاسگاه و مقر و لشگری که تشکیل میشد به صورت چشمگیری موجب افزایش معنویت دربین رزمندگان میشد.
از بیان احکام تا بیان آیات جنگ و جهاد و ترغیب به شهادت توسط روحانیت انجام میشد و همچنین حضور یک روحانی بین رزمندگان تقویت روحیه و قوت قلب و آرامش بخشی برای آنان بود.
سردار حاج قاسم سلیمانی دو بار این روایت را برای بنده نقل کردند در نزدیکی خط دشمن در داخل یک کانال در اثر فشار دشمن 3فرمانده لشگر در داخل یک سنگر رو باز به هم رسیدیم. دشمن بی وقفه آتش میریخت. در همین زمان شهید روحانی ردانی پور داخل سنگر شد با صدای آرام خود گفت نگران نباشید و عبای خودرا برداشت و برروی سنگر کشید. این شخصی که داستان را روایت میکند یک فرمانده دلاور و شجاع سردار سلیمانی است.زمانی که شهید ردانی پور آن روحانی خوش مشرب و با اخلاص عبا خود را بر روی سنگر کشاند. آنچنان آرامشی بر ما سه فرمانده لشگر حاکم فرما شد که کانه آرامش خدایی نصیب ما شده است. این چنین یک روحانی میتواند نقش به سزایی و تاثیرگذاری حتی بر فرماندهان داشته باشد.
حضور مساجد در عقبه جبهه ها و میزان تاثیرگذاری مساجد را در دوران دفاع مقدس چگونه ارزیابی میکنید؟
درعین حالی که مردم، زندگی عادی خودشان را میگذراندند ولی شور و شوق مثال زدنی در مومنین و متدینین برای کمک به جبهه دیده میشد. بازاریان و مسجدی ها به جبهه میآمدند تا مشکلات جبهه و رزمندگان را بررسی کنند و برای رفع مشکلات تدابیر و تمهیداتی بیاندیشند.
در پاسگاه صلواتی کرمانشاه در یکی از مساجد که مرحوم حاج آقا آخوند از علمای معروف کرمانشاه امام جماعت بود. در آن مسجد مرتب رزمندگان از یگان های مختلف میآمدند برای استراحت و از آنجا تقسیم میشدند. در آن مسجد بازازی های قم مسولیت اداره مسجد را گرفته بودند همانند خادم به رزمنده ها خدمت میکردند.
براین اساس مساجد در زمینه اعزام و پشتیبانی نیروها در دروان هشت ساله دفاع مقدس نقشی محوری داشتند و به همین سبب، تاثیر مسجدها در پیشرفت دفاعمقدس ستودنی است.