سرویس عناوین خبر

نگاهی گذرا به روضه خوان برجسته تهران ؛ روضه خوانی از جنس بلور

نگاهی گذرا به روضه خوان برجسته تهران ؛ روضه خوانی از جنس بلور
(جمعه ۱۷ مهر ۱۳۹۴) ۱۲:۵۵

مجالس و محافلى را که شیخ‌رضا سراج اداره می‌کرد، پرشور و هیجان و کثیرالبکاء بود. وی در امر به معروف و نهى از منکر لسانى صریح و بیانى ملیح داشت و معارف و حقایق دینى را با منطقى مؤثر بیان می‌کرد و تنویر افکار و قلوب می‌نمود و از آن دسته روحانیـانی بود که در بین قاطبه مردم محبوبیت داشت و از همه اقشار پای منبرش می‌آمدند.

پایگاه تخصصی مسجد-به من اصرار کردند که به جای ایشان در مجلس دهه محرم سخنرانی کنم. در آخر امر هم وقتی پاکت ایشان را دادند، همه را به من بخشیدند. من اگر کافی شدم بعد از الطاف امام حسین(علیه السلام)، به خاطر جوانمردی مرحوم سراج بود

«حضرت پیامبر(صل الله علیه و آله) دخترش حضرت زهرا(سلام الله علیها) را دست ما آخوندها سپرد و در کوچه به او سیلی زدند. اگر دخترش فاطمه(علیها السلام) را به این داش‌مشتی‌ها و لوتی‌ها می‌سپــرد، می‌دانستند که چطــور و چگــونه از حریم مادر سادات دفــاع کنند. می‌دانستند چطـور از خانه علی دفـاع کنند».

همین سخنان صریح و ساده حاج شیخ‌رضا سراج در مراسم عید غدیر، در میان جمعی از بازاری‌ها و هیئتی‌ها و مسجدی‌ها بود که تعجب همه حضار را برنگیخت و حال مهمانان لوتی‌منش مسجد را دگرگون کرد. داش مشتی‌‌ها گریه می‌کردند و حضــرت زهــرا(سلام الله علیها) را صدا می‌زدند. نفس گرم شیخ‌رضا خیلی از آنهایی که رنگ و بوی هیئت را هم ندیده بودند، مسجدی و پای ثابت منبر و از مریدان شیخ کرد و باعث شد، در شیوه زندگی خود تجدید نظر کنند.

1332 قمری در تهران دیده به جهان گشود. او را رضا نامیدند و بعد‌ها عالم و واعظی مشهور شد و او را، سراج تهرانی میخواندند. پس از فراگیری مقدمات و سطوح حوزه از استادان و علمای تهران به قم هجرت کرد. در کلاس‌های درس مرحوم آیت‌الله آقا میرزا محمد همدانى حاضر شد و مدتى را در محضر مرحوم آیت الله حایرى روزگار گذراند. خارج فقه و اصول را نزد مرحوم آیت الله حاج سید‌محمدتقى خوانسارى آموخت و در سال 1362 قمرى به تهران مراجعت کرد و در خیابان شهباز سکنا گزید. با کمک خیرین، مسجد سلمان را بنا کرد و به اقامه جماعت پرداخت. وی پس از تعمیر و مرمت مسجد سرچشمه به آنجا نقل مکان کرد.

شیخ رضا سراج با بیانی نافذ، در ذکر مسائل مربوط به دین از اعماق دل حرف می‌زد و سخنانش بر دل‌ها می‌نشست. پامنبری‌های او از اقشار مختلف جامعه بودند، چهره‌هایی که هر کدام برای خود تفکری خاص داشتند و عقایدشان مختلف بود. در بین مریدان شیخ می‌توانستی از بازاری، کاسب و کارمند گرفته تا طلبه‌ها و لوتی‌ها و داش‌مشتی‌ها را ببینی. همین منش خاص او در دعوت و تبلیغ برای دین، باعث شد تا نگاه بلندش به آرمان‌های مذهبی و مؤثر بر ایجاد وحدت در بین مسلمانان، برای همیشه ماندگار شود.

حاج غلامرضا سازگار، وی را از مصادیق عالم ناطق و مستعمل لعلمه در زمان خود معرفی می‌کند که بیانى نافذ و منبرى جامع و مفید در ولایت اهل‏بیت عصمت(علیهم‏ السلام) داشته و در گریانیدن مستمعان بسیار قوى و کم‌نظیر بوده است.

 مجالس و محافلى را که شیخ‌رضا سراج اداره می‌کرد، پرشور و هیجان و کثیرالبکاء بود. وی در امر به معروف و نهى از منکر لسانى صریح و بیانى ملیح داشت و معارف و حقایق دینى را با منطقى مؤثر بیان می‌کرد و تنویر افکار و قلوب می‌نمود و از آن دسته روحانیـانی بود که در بین قاطبه مردم محبوبیت داشت و از همه اقشار پای منبرش می‌آمدند.

مرحوم حاج شیخ محمّد شریف رازی بعد از وفات حاج شیخ رضا سراج در کتاب اختران فروزان ری و طهران درباره او نوشت: «خدایش رحمت کند که سخنانش و روضه‌خواندنش دلنشین بود و مستمعین بی‌نهایت تحت تأثیر قرار گرفته و می‌گریستند و کمتر کسی بود که در پای منبر او نگرید».

شیخ‌رضا سراج توجه زیادی به خلوص نیت واقعی در اجرای اعمال مذهبی داشت و با گفتار و رفتار خود به مردم درس اخلاق می‌داد. روزی کسی نزد ایشان تسبیح به دست بلندبلند ذکر می‌گفت. رو به او کرد و گفت: اگر این سبحان‌الله گفتن را بلند می‌گویی که ما بشنویم، من یک قران پول برای آن نمی‌دهم؛ ولی اگر برای خدا می‌گویی، آهسته بگو تا حواس ما نیز پرت نشود.

 مرحوم مجتهدی در همین باره نقل می‌کند: از نظر رضا سراج قرآن را نباید خواند، بلکه باید آن را خورد. یعنی فقط خواندن نباشد که عبارات در دهان تلفظ شود، بلکه قرآن را باید در اعماق وجود خود جای داد؛ هم از نظر حفظ و قرائت و هم از نظر معنی و عمل. قرآن مانند غذای لذیذ و گوارایی است که نباید فقط به دیدن و بوکردن آن اکتفا کرد، بلکه باید آن را خورد و از ویتامین‌ها و پروتئین‌های قرآن برای کمال معنوی و مادی بهره برد. در این صورت است که«هُدیً لِلْمُتَّقین»می‌شود و در غیر این صورت، کسی که بهره‌ای از تقوا نداشته باشد، نمی‌تواند زندگی خود را مطابق قرآن قرار دهد؛ لذا قرآن او را هدایت نمی‌کند.

حاج قاسم نیکو از شاگردان و مریدان شیخ‌رضا سراج در لابه‌لای خاطرات به یادماندنی‌اش از روزهای سپری شده در کنار این واعظ عالم می‌گوید: « از چهارده‌سالگی به مدت یازده سال در خدمت ایشان بودم و روضه می‌خواندم و ایشان اشک می‌ریختند و تشویق می‌کردند. امتیاز روضه خوانی مرحوم سراج نسبت به باقی سخنرانان این بود که ایشان روضه را می‌پختند و با مخاطب گره می‌زدند. سپس با تعریف داستانی وارد روضه می‌شدند؛ مثلا می‌گفتند: کسی را دیدم که چیزی در بغل گرفته می‌آید سر کوچه و باز می‌گردد، از او علت را که پرسیدم گفت: این بچه من است، بیمار بود. برای مداوا به دکتر بردم؛ ولی روی دست من جان داد. حالا نمی‌دانم این بچه را که مادرش برای مداوا به من سپرده بود، چگونه به منزل ببرم و از این رهگذر وارد روضه حضرت علی‌اصغر می‌شدند».

 در چهارمین جلد از کتاب گنجینه دانشمندان نوشته شیخ‌محمد شریف رازی، درباره نحوه سخنرانی‌های شیخ‌رضا سراج آمده است «... بیانی نافذ و و منبری جامع و مفید در ولایت اهل‌بیت عصمت(علیهم السلام) و در گریانیدن مستمعین بسیار قوی و کم‌نظیر.. و بیش از چهل سال است که با این سمت موفق و مفتخر است و صدها کیلومتر از چشم مردم مسلمان و شیعه اشک در مصائب اهل‌بیت رسالت(علیهم السلام) گرفته است».

مرحوم حاج شیخ‌رضا سراج بر گردن بسیاری از مداحان و نوحه‌خوان‌های قدیمی و پا به سن گذاشته تهران حق استادی و مرشدی دارد. مرحوم کافی از جمله کسانی است که خود را وام‌دار این عالم و عارف گران‌قدر می‌دانست. حاج غلامرضا سازگار درباره نحوه آشنایی این دو خطیب می‌گوید: «مرحوم کافی تعریف می‌کرد که در سنین جوانی تاجری مرا از مشهد به تهران برای منبر دعوت کرد. به تهران که رسیدم گفتند که آن شخص به کربلا رفته و من متحیر بودم که منتظر بمانم یا به مشهد برگردم. در کوچه‌ها راه می‌رفتم که در مسیر حاج‌آقا رضا سراج را دیدم. در آن زمان نه من ایشان را می‌شناختم و نه ایشان مرا. به‌عنوان اینکه هر دو طلبه بودیم مرا به خانه خود دعوت کرد بعد از پذیرایی به اتفاق هم به مسجد ایشان رفتیم و به من گفت که بین دو نماز سخنرانی کن. من هم اجابت کردم و ایشان سخنرانی مرا پسندیدند و به من اصرار کردند که به جای ایشان در مجلس دهه محرم سخنرانی کنم. در آخر امر هم وقتی پاکت ایشان را دادند، همه را به من بخشیدند. من اگر کافی شدم بعد از الطاف امام حسین(علیه السلام)، به خاطر جوانمردی مرحوم سراج بود که این از خودگذشتگی و ایثار می‌تواند الگوی ممتازی برای مبلغین و سخنرانان باشد».

منبع: ماهنامه مسجد

 

تعداد بازدید : ۱۵
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید

پربازدیدترین