به گزارش پایگاه تخصصی مسجد ، روزنامه القدس العربی در سرمقاله خود نوشت: این تجاوزها که خبرگزاریها از آن تحت عنوان یورش یاد می کنند، در حالی است که این اقدامات در واقع یک جنگ نظامی تمامعیار با مشارکت دهها سرباز و شهرکنشین صهیونیست به مناسبت سال جدید یهودی است.
رژیم صهیونیستی ورودیهای منطقه قدیمی قدس اشغالی را با ایجاد موانعی کاملاً بسته است و با شلیک بمبهای صوتی و گاز اشکآور و گلوله پلاستیکی حمله مسلحانهای را به محوطههای مسجد الاقصی و نمازگزاران شروع کرده است که این حملات ظرف چند ساعت به مجروح شدن 30 فلسطینی انجامید.
ظاهرا واکنش نشان ندادن کشورهای عربی به استثنای بیانیههایی که برای محکوم کردن این تجاوزات در روز نخست آن صادر شد، این رژیم را به ادامه جنایتهای خود برای روزهای بعدی ترغیب کرد.
سازمان آزادیبخش فلسطین «ساف» صرفا رژیم صهیونیستی را به «کشاندن جهان به یک جنگ دینی» متهم کرده است، چون میبیند که دستههای مسلمانان قرآنها را در دست گرفتهاند و این سازمان از جامعه بینالملل و جهان عرب و اسلام خواسته است تا به مسوولیتهای خود عمل کرده و برای متوقف کردن تجاوزهای تحریکآمیز و پی در پی اسرائیل دست به مداخله فوری بزنند.
این متن در دیگر بیانیههای عربی نیز تکرار شده است.
عجیب است که ما از جهانیان میخواهیم که در خصوص مساله ما مداخله کنند در حالی که خود ما صرفاً در مقابل آن تجاوزی که رخ میدهد صرفاً نظاره گریم. طبق آنچه که یک مسوول فلسطینی گفته است کشورهای عربی و اسلامی با پیشنهاد دعوت به برگزاری کنفرانس سازمان همکاری اسلامی جهت نجات مسجد الاقصی مخالفت کردند و این برغم ماهیت وجودی این سازمان است چرا که تشکیل این سازمان پاسخی به آتش زدن مسجد الاقصی در سال 1969 بود؛ اما بعد از آن این سازمان از رسالت اصلی خود دور شده و به یک ابزاری برای نزاع شیعه و سنی تبدیل شد که در حال حاضر حرفی برای گفتن در جهان اسلام ندارد. حتی مدتهاست که چیزی از کمیته قدس شینده نشده است، کمیته ای که از سوی آن سازمان تشکیل شد و پادشاه مراکش ریاست آن را برعهده دارد. حوادث اخیر این سوال به حق را برمیانگیزد که آیا زمان اعلام مرگ این کمیته فرا رسیده است؟
از سوی دیگر، عبدالله دوم، پادشاه اردن در سخنان خود تاکید کرد: هرگونه اقدام تحریکآمیز جدید در قدس بر روابط میان اردن و اسرائیل تاثیر خواهد گذاشت. اردن گزینهای جزء اتخاذ تدابیر نخواهد داشت.
وی افزود: «اسرائیلیها» اطمینانهایی به ما داده بودند که این مسائل دیگر رخ نخواهد داد اما از سر بدشانسی میبینیم که امروز هم این اقدامات رخ داده است. مشخص است که در اینجا به اخراج سفیر اردن از اسرائیل اشاره شده است اما آیا این سخنان به این معناست که تجاوزهای اسرائیل با بمب و گلوله به مسجد الاقصی و نقض تعهدات پیشین و اقدام پلیس اسرائیل برای بار نخست در بیرون انداختن نگهبانان اردنی در مسجد الاقصی یک اقدام تحریکآمیز کافی برای اردن نبوده است که مسوولیت نظارت بر مقدسات اسلامی و مسیحی در قدس اشغالی را برعهده دارد؟
اما وزرای خارجه عرب که تجاوزهای رژیم صهیونیستی همزمان با نشست آنها در قاهره رخ داد صرفاً به ارائه بیانیه شرمآور بدون اتخاذ موضع و اقدام در مقابل این تجاوزها بسنده کردند.
آنها در بیانیه پایانی خود به رژیم اشغالگر قدس، نسبت به ادامه اقدامات تحریکآمیزش در برانگیختن احساسات عربها و مسلمانان جهان که از طریق تکمیل طرح غیرقانونی برای تغییر وضعیت کنونی مسجد الاقصی و تلاش برای یهودیسازی آن و تقسیم زمانی و مکانی مسجد الاقصی و اجازه به یهودیان برای عبادت در داخل این مسجد صورت میگیرد، هشدار دادند.
اما آنها فراموش کردهاند که بگویند دست به چه اقدام عملی خواهند زد، به ویژه اینکه رژیم صهیونیستی عملاً از سالها قبل تجاوزهای خود علیه مسجد الاقصی را تشدید کرده است.
متاسفانه مسجد الاقصي یتیم به نظر میرسد که روزانه به دلیل عربدههای صهیونیست ها فرسوده میشود و صدها میلیون عرب و مسلمان نیز صرفاً ناظر این امر هستند. حتی گروههای تروریستی که به دروغ و بهتان ادعای دفاع از اهل تسنن را دارند سکوت اختیار کردهاند.
سازمانهای بینالمللی که مسوول حفظ میراث تمدن انسانی هستند کجایند، آیا این حرم شریف یک اثر فرهنگی نیست که باید حفظ شود؟ چرا این سازمانها زمانی که تندروها به آثار باستانی در افغانستان یا دیگر کشورها حمله میکنند صدایشان بلند میشود اما در مقابل جنگ صهیونیست ها علیه این مسجد چشم میبندند.
آیا تا زمانی که فلسطینیها مشغول به دودستگیهای سیاسی خود هستند و عربها و مسلمانان نیز در درگیریهایشان غوطهورند ما این حق را داریم که این سوال را مطرح کنیم؟ آیا بر دولتهای عربی شایسته است که صرفاً این بیانیههای توخالی را صادر کنند و تلخی این بیانیهها را به ما بچشانند تا اسرائیل به آرامی جنایت خود را تکمیل کند.