سرویس دین و اندیشه

فیش سخنرانی/ موضوع محبت الهی و توبه ویژه اعتکاف

فیش سخنرانی/ موضوع محبت الهی و توبه ویژه اعتکاف
(دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۳) ۱۲:۰۸

در آستانه فرا رسیدن ایام البیض و مراسم روحانی اعتکاف، فیش های سخنرانی در چند موضوع مناسب این ایام تهیه شده و در اختیار روحانی ها و سخنرانان این مراسم قرار می گیرد





موضوع: محبت الهی و توبه

ایجاد انگیزه

 

از ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد

عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

جلوه‌ای کرد رخت دید ملک عشق نداشت

عین آتش شد از غیرت و بر آدم زد

عقل می‌خواست کز آن شعله چراغ افروزد

برق غیرت بدرخشید و جهان برهم زد

مدعی خواست بیاید به تماشا گه راز

دست غیب آمد و بر سینه نا محرم زد[1]

روى انّه تعالى أوحى إلى داود علیه‌السلام: «یا داود، لو یعلم المدبرون عنی کیف انتظاری لهم و رفقی بهم و شوقی إلى ترک معاصیهم، لماتوا شوقا إلیّ و تقطعت أوصالهم من محبّتی. یا داود هذه إرادتی فی المدبرین، فکیف بالمقبلین إلی.»

خداوند متعال به حضرت داوود علیه‌السلام وحی کرد: اگر بنده‌‌هایی که به من پشت کردند یعنی سراغ بنده‌‌های من رفتند‌‌، دنبال معصیت من رفتند، اگر‌‌ می‌دانستند و می‌فهمیدند که چقدر منتظر آن‌ها هستم و چقدر دوستشان دارم و به ترک گناهانشان مشتاقم، از شدت شوق جان می‌دادند‌‌، قالب تهی می‌کردند و بند بندشان از هم‌‌ می‌گسست. ای داوود! این ارادت من به کسانی است که به من پشت کردند، پس چطور خواهد بود برخورد من با آنان که به من رو کردند.[2]

اقناع اندیشه

 

خداوند متعال در قرآن‌‌ می‌فرماید: «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللَّهِ.» (بقره/ 165)

یعنی عده‌ای از مردم، غیر من را انتخاب‌‌ می‌کنند (مثلا انسان دیگری از جنس مخالف، یا ماشین‌‌، خانه و پول...) و آن را به اندازه‌ای دوست‌‌ می‌دارند که باید من را آنطور دوست داشته باشند‌‌. بعد خدا بنده مؤمنش را به رخ‌‌ می‌کشد و‌‌ می‌فرماید: «وَ الَّذینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ.»[3]

یعنی اگر همه شما‌‌ می‌خواهید با اسباب بازی‌‌هایی که خلق کردم بازی کنید و عاشق عروسکها و ماشین‌‌های اسباب بازی باشید، مهم نیست. «یا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمید.»[4] من احتیاجی به شما ندارم. به قول خودمان دلم به حال شما‌‌ می‌سوزد که چی رو با چی عوض کردید! امّا بدانید من بنده‌‌هایی دارم که واقعاً من خدایشان هستم و به من ایمان دارند و نشانه آن اینست که مرا بیش از همه چیز و همه کس دوست دارند. من عالم را برای اینها خلق کردم.

در حدیث قدسی فرمود: «یا بنی آدم خلقت الاشیاء لأجلک و خلقتک لأجلی.»[5] بنده من‌‌! من همه چیز را برای تو خلق کردم و تو را برای خودم. حیف است که صرف اشیاء و مخلوقات من بشوی، تو مال منی!

این را بفهمیم!

به قول آن عارف بزرگ، آیت الله حق شناس رحمة‌الله‌علیه:

هشیار باش که خلقت عالم ز بهر توست غیر از خدا هر آنچه خواهی شکست توست

تحریک احساس

کاش بفهمیم خداوند متعال چقدر ما را دوست دارد و چقدر مشتاق توبه و بازگشت ما به در خانه‌اش است!

عَنِ ابْنِ مَسْعُودٍ قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی‌الله‌علیه‌وآله یَقُولُ اللَّهُ أَفْرَحُ بِتَوْبَةِ عَبْدِهِ الْمُؤْمِنِ مِنْ رَجُلٍ نَزَلَ فِی أَرْضٍ دَوِّیَّةٍ مُهْلِکَةٍ فَفَقَدَ رَاحِلَتَهُ فَطَلَبَهَا حَتَّى اشْتَدَّ عَلَیْهِ الْحَرُّ وَ الْعَطَشُ مَا شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى قَالَ أَرْجِعُ إِلَى مَکَانِی الَّذِی کُنْتُ فِیهِ فَأَنَامُ حَتَّى أَمُوتَ فَوَضَعَ رَأْسَهُ عَلَى سَاعِدِهِ لِیَمُوتَ فَاسْتَیْقَظَ فَإِذَا رَاحِلَتُهُ عِنْدَهُ عَلَیْهَا زَادُهُ وَ شَرَابُهُ فَاللَّهُ أَشَدُّ فَرَحاً بِتَوْبَةِ عَبْدِهِ الْمُؤْمِنِ مِنْ هَذَا بِرَاحِلَتِهِ وَ زَادِ.

از ابن مسعود نقل شده است: «از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله شنیدم که مى‏فرمود: هر گاه مردى در بیابان مرگبارى فرود آید و مرکب و زاد راه خویش را گم کند و به دنبال آن‌ها بگردد تا گرما و تشنگى بر او بى‏نهایت چیره شود و با خود بگوید: به مکان خویش باز گردم و در انتظار مرگ باشم؛ سر بر دست نهد و منتظر مرگ باشد، بعد چشم باز کند و ناگاه مرکب و زاد خود را بیابد، چه اندازه شادمان خواهد شد؟ خداوند از توبه بنده مؤمن خویش بیش از این شادمان می‌شود.» [6]

مادری که فرزند گمشده‌اش را پیدا می کند، چقدر خوشحال می‌شود؟ تا حالا دیده‌اید مادر فرزند گم کرده چه جور گریه‌‌ می‌کند؟ وقتی فرزندش را پیدا می‌کند چطور در آغوش‌‌ می‌فشاردش؟ در روایت آمده خدا از برگشتن بنده‌اش این گونه خشنود می‌شود و این گونه منتظر اوست.[7]

قرآن‌‌ می‌فرماید: « ُمَّ تابَ عَلَیْهِمْ لِیَتُوبُوا»[8] او ما را طلب کرد در حالی که در حال معصیتش بودیم، اوامرش را ترک کردیم و نهی‌‌های او را بهاء ندادیم ولی او به فضلش از ما ناامید نشد و یک فرصت دیگر داد، فرمود: «یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ.»[9] بارها در قرآن فرمود: «تُوبُوا.» توبه برای ما یک مفهوم کلیشه‌ای شده. اما توبه یعنی: بنده من برگرد؛ من منتظرم، مرا به مخلوقاتم نفروش! با من باشی هرچه بخواهی به تو‌‌ می‌دهم.

با خدا باش پادشاهی کن بی خدا باش هرچه خواهی کن

خواجه عبد الله انصاری چه زیبا سروده:

آن کس که تو را شناخت جان را چه کند فرزند عیال و خانمان را چه کند

دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی دیوانه تو هر دو جهان را چه کند[10]

در روایت آمده: روزی حضرت داوود علیه‌السلام در حال عبور از بیابان مورچه‌ای را می‌بیند که دائما دانه‌های خاک را از تپه‌ای برمی‌دارد و جای دیگری‌‌ می‌ریزد. از خداوند خواست که از راز این کار آگاه بشود. مورچه به سخن درآمد و گفت: معشوقی دارم که شرط ازدواج خودش را آوردن تمام خاک‌های آن تپه به این محل قرار داده. حضرت فرمود: با این جثّه کوچک، تو تا کی‌‌ می‌توانی خاک‌های این تلّ بزرگ را به محل مورد نظر منتقل کنی؟ آیا عمر تو کفایت خواهد کرد؟ مورچه گفت: اینها را‌‌ می‌دانم، ولی خوشم اگر در راه این کار بمیرم به عشق محبوبم مرده‌ام. در اینجا حضرت داوود علیه‌السلام منقلب شد و فهمید این جریان درسی برای او بوده است.[11]

رفتار سازی

فرمود: «إِنَّ لِرَبِّکُمْ فِی أَیَّامِ دَهْرِکُمْ نَفَحَاتٍ أَلَا فَتَعَرَّضُوا لَهَا.»[12]

دوستان! شاید در عمرتان دیگر هرگز از این نسیم‌‌های رحمت نَوزد، اینجا جائیست که باید مثل حر سرنوشت دنیا و آخرتت را رقم بزنی. یادت باشد ‌جهنمیان در جهنم‌‌ می‌گویند: «لَوْ کُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما کُنَّا فی‏ أَصْحابِ السَّعیرِ.»[13] خود دانی! ... هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله! هر که دارد هوس کوی خدا بسم الله! هر کس‌‌ می‌خواهد در این اعتکاف حسابش را با خدا صاف کند بسم الله‌‌! امام خمینی رحمه‌الله‌علیه در کتاب شرح چهل حدیث‌‌ می‌فرمایند: اگر کسی بخواهد از هر گناهی پاک بشود باید ارکان و شرایط توبه را به جا آورد که در این صورت قطعا بخشیده خواهد شد، ولو سنگین‌ترین گناهان را مرتکب شده باشد.

حضرت امام رحمه‌الله‌علیه می‌نویسند:

" بدان که از براى توبه کامله ارکان و شرایطى است که تا آن‌ها محقق نشود، توبه صحیحه حاصل نشود. و ما به ذکر عمده آن‌ها که لازم است مى‏پردازیم. یکى از آن‌ها، که رکن رکین اوست، ندامت و پشیمانى است از گناهان و تقصیرات گذشته، و دیگر، عزم بر برگشت ننمودن بر آن است همیشه. و این دو در حقیقت محقق اصل حقیقت توبه و به منزله مقومات ذاتیه آن است‏ و از براى آن شرایط قبول و شرایط کمالى است، که آنها را به ترتیب مذکور مى‏داریم. عمده شرایط دو امر است، چنانچه عمده شرایط کمال نیز دو امر است. و ما در این باب مى‏پردازیم به ذکر کلام شریف حضرت مولى الموالى، زیرا که آن در حقیقت از جوامع کلم و کلام ملوک و ملوک کلام است.

روى فی نهج البلاغة أنّ قائلا قال بحضرته، علیه‌السّلام: أستغفر اللّه. فقال له: ثکلتک امّک! أ تدری ما الإستغفار؟ إنّ الإستغفار درجة العلیّین، و هو اسم واقع على ستّة معان: أوّلها النّدم على ما مضى. و الثّانی العزم على ترک العود إلیه أبدا. و الثّالث أن تؤدّى إلى المخلوقین حقوقهم حتّى تلقى اللّه سبحانه املس لیس علیک تبعة. و الرّابع أن تعمد إلى کلّ فریضة علیک ضیّعتها فتؤدّی حقّها. و الخامس أن تعمد إلى اللّحم الّذی نبت على السّحت، فتذیبه بالأحزان حتّى تلصق الجلد بالعظم و ینشأ بینهما لحم جدید. و السّادس أن تذیق الجسم ألم الطّاعة کما أذقته حلاوة المعصیة. [14]

«همانا گوینده‏اى در محضر حضرت امیر، علیه‌السلام، گفت: استغفر اللّه.» پس فرمود به او: «مادرت در عزایت گریه کناد، آیا مى‏دانى چیست استغفار؟ همانا استغفار درجه علّیین است. و آن اسمى است که واقع مى‏شود بر شش معنى. اوّل آن‌ها پشیمانى بر گذشته است. دوم، عزم بر برگشت ننمودن است به سوى آن همیشگى. سوم، ادا کنى به سوى مخلوق حق آن‌ها را تا ملاقات کنى خداى سبحان را پاکیزه که نبوده باشد بر تو دنباله‏اى. (یعنى حقى از کسى به عهده تو نباشد.) چهارم، آنکه روى آورى به سوى هر فریضه که بر تو است که ضایع کردى آن را، پس ادا کنى حق آن را. پنجم، روى آورى به سوى گوشتى که روییده شده است بر حرام، پس آب کنى آن را به اندوه‌ها تا بچسبد گوشت به استخوان و روییده شود بین آنها گوشت تازه. ششم، آنکه بچشانى جسم را درد فرمانبردارى، چنانچه چشاندى آن را شیرینى نافرمانى.» این حدیث شریف مشتمل است اوّلا بر دو رکن توبه که «پشیمانى» و «عزم بر عدم عود» است. و پس از آن، بر دو شرط مهم قبول آن که «ردّ حقوق مخلوق» و «ردّ حقوق خالق» است. انسان به مجرد آنکه گفت توبه کردم، از او پذیرفته نمى‏شود.[15]

 

1.      غزلیات حافظ، غزل شماره 152. به اهتمام فدایی منش مجید، انتشارات سرور، چاپ چهارم، 1381.

2.      تفسیر المعین، کاشانى محمد بن مرتضى،‏ ناشر: کتابخانه آیة الله مرعشى نجفى‏ قم‏ 1410 ق‏ چاپ اول، ج‏2، ص101. ‏ ‏

3.      بقره/165.

4.      فاطر/15.

5.      الجواهر السنیة فی الأحادیث القدسیة (کلیات حدیث قدسى)، شیخ حر عاملى، محمد بن حسن، انتشارات دهقان - تهران، چاپ: سوم، 1380ش، ص710.

6.      نهج الحق و کشف الصدق، ج1، صفحه ‏375.

7.      مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏12، ص126.

8.      توبه/ 118: پس خداوند توبه آنان بپذیرفت تا به او بازآیند، که توبه‏پذیر و مهربان است. عن سلام، عن أبی جعفر علیه‌السلام فی قوله: ثُمَّ تابَ عَلَیْهِمْ لِیَتُوبُوا، قال: «أقالهم، فو الله ما تابوا». البرهان فی تفسیر القرآن، ج‏2، ص863. توبه پروردگار به معنى بازگشت او به رحمت و توجه به بندگان است توبه خدا در اینجا به معنى پذیرش عذر بندگان از گناه نیست، بلکه همان رحمت خاص الهى است که در این لحظات سخت به یارى پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و همه مؤمنان، بدون استثناء، از مهاجران و انصار آمد، و آن‌ها را در امر جهاد ثابت قدم ساخت. تفسیر نمونه، ج‏8، ص172 و 173.

9.      زمر/53.

10.  دیوان شمس، رباعی 491.

11.  کیمیای محبت، محمدی ری شهری محمد، انتشارات دارالحدیث، چاپ دوم 1378، ص62.

12.  پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرماید: «براى پروردگار شما در دوران عمرتان نسیم هاى رحمتى است، بهوش باشید و خود را در معرض آنها در آورید». بحار الأنوار (ط بیروت)، ج‏68، ص221.

13.  ملک/10: و مى‏گویند: اگر ما مى‏شنیدیم یا تعقل مى‏کردیم، اهل این آتش سوزنده نمى‏بودیم.

14.   نهج البلاغة، حکمت 409.

15.  چهل حدیث(اربعین حدیث)، امام خمینی، ص 275.

 

تعداد بازدید : ۸
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید

پربازدیدترین